تولید کننده
معنی انگلیسی
producer
واژههای انگلیسی با این معنی
- progenitive توليد کننده، زاينده، داراي نيروي توليد
- procreative توليد کننده، مولد، داراي نيروي توليد
- rhizogenetic توليد کننده ريشه، ريشه اور، ريشه زا.
- gonocyte سلول توليد کننده، سلول جنسي.
- producer's risk ريسک توليد کننده
- producer surplus مازاد توليد کننده، اضافه ارزش توليد کننده
- marginal producer توليد کننده نهائي
- rational producer توليد کننده منطقي
- smokey the bear وسيله توليد کننده دود، وسيله توليد پرده دود در هلي کوپتر
- bumblebee توليد کننده ارتعاش صوتي، نوسان ساز صوتي (دريايي)
- flfsoft نام يکي از شرکتهاي توليد کننده، نرمافزارهاي کامپيوتري
- symantec نام يکي از شرکتهاي توليد کننده، نرمافزار در امريکا
- g.d.p deflator تعديل کننده توليد ناخالص داخلي
- oil rich countries کشورهاي ثروتمند توليد کننده نفت
- search jammer توليد کننده پارازيت در آنتن رادار، وسيله جلوگيري کننده از تجسس رادار، وسيله جلوگيري کننده از مراقبت
- capacity cost هزينه توليد وقتي که واحد توليد کننده، حداکثر ظرفيت خود را براي توليد به کار، برد
- Hitachi نام يکي از شرکتهاي توليد کننده لوازم، الکترونيکي
- conner نام يکي از شرکتهاي توليد کننده لوازم، کامپيوتر
- hayes نام يکي از شرکتهاي توليد کننده لوازم، کامپيوتر
- autodesk يکي از شرکتهاي توليد کننده نرمافزار براي، کامپيوتر
- novell نام يکي از شرکتهاي توليد کننده نرمافزار در، امريکا
- intel نام بزرگترين توليد کننده تراشه هاي کامپيوتري
- producer عمل اورنده، توليد کننده، سازنده
- supply price قيمت عرضه، قيمت توليد کننده