تپ تپ معنی انگلیسی flap pat pitapat pulse واژههای انگلیسی با این معنی popped تپ، تاپ، داغ popping تپ، تاپ، داغ pops تپ، تاپ، داغ thunk تپ، تپ تپ، تاپ pitapat با ضربه هاي تند و متوالي، تپ تپ، تاپ تاپ hillman تپه کوچک، پشته، تپ thrum زرزرکردن، از روي ناشي گري يابيحالي (ساز) زدن، تپ تپ کردن pat نوازش دست زدن، اهسته، صداي تپ تپ قلب spatter پخش کردن، پاشيدن، الودن