تکیه دادن معنی انگلیسی lean incline recline واژههای انگلیسی با این معنی benchrest سکو براي تکيه دادن تيرانداز accubation تکيه دادن يادرازکشيدن سرخوراک، زاييمان accentuate با تکيه تلفظ کردن، تکيه دادن، تاکيد کردن pillow بالش، بالين، متکاي چارگوش stanchion پايه، تير (حائل)، ميل accent (.n): تکيه ء صدا، علامت تکيه ء صدا(بدين شکل')، لهجه stress فشار، کوشش، تقلا tolay street on اهميت دادن، تاکيد کردن، با تکيه تلفظ کردن