تیول
معنی انگلیسی
bailiwick
واژههای انگلیسی با این معنی
- feudality تيول، تصرف بشرط خدمت
- feu تيول، اجازه هميشگي
- fiet تيول
- thiol تيول
- liege تيول دار، صاحب تيول، ارباب
- feoffee تيول دار، گيرنده تيول، زعيم
- feoffor تيول بخش
- feoffer تيول بخش.
- enfeoff تيول دادن به، صاحب ملک کردن، واگذارکردن
- feoffment واگذاري تيول، سندواگذاري تيول، قباله تيول
- vassal رعيت ملک تيول، بنده، نوکر
- overlord صاحب تيول عمده، ارباب، اختياردار
- suzerain صاحب تيول عمده، ارباب، اختياردار
- suzerainty صاحب تيول عمده، ارباب، اختياردار
- feudatories تابع شرايط تيول، زيردست، تيول دار
- feudatory تابع شرايط تيول، زيردست، تيول دار
- infeudation واگذاري به تيول
- manor house خانه ارباب يا صاحب تيول
- subinfeudate اعطاي اراضي تيول از طرف اميري به امير، ديگري براي بيعت با او، ملوک الطوايفي فرعي.
- subinfeudation انتقال اراضي تيول از سوي لرد به خرده تيول، دار، اين نوع زمين تيولي
- leet دادگاهي که تيول داران سالي يا ششماه يکبار، برپا مي کردند
- heriot برگشت اثاثه وچارپايان بصاحب تيول پس ازمرگ، تيول دار
- feudalize ملوک الطوايفي کردن، تيول کردن
- feudary تيولي، صاحب تيول