ثمر معنی انگلیسی fruit واژههای انگلیسی با این معنی bring forth ثمر اوردن، بارور شدن. acarpous بي ميوه، بي ثمر، بي بر fruitless بي ميوه، بي ثمر، بي نتيجه ineffectuality بي ميوه، بي ثمر، بي نتيجه infructuous بي بار، بي ثمر، بيحاصل unfruitful بي بار، بي ثمر، بيهوده fruit ميوه، سود، ثمر abortive مسقط (سقط کننده چن?ن)، رشد نكرده، عقيم barren نازا، لم يزرع، شوره زار hollowness نازا، لم يزرع، شوره زار yield دادن، بار آوردن، بهره دادن produce محصول، حاصل، فراورده