جازدن معنی انگلیسی represent واژههای انگلیسی با این معنی lard to butter جازدن کره بوسيله آميختن باچربي هاو روغن هاي، ديگرمانند پيه خوک adulteration دغل سازي، جازدن، تقلب fake صورت بازاردادن، جازدن، جعل کردن duff خمير، پول، موادگياهي پوسيده که زمين جنگل راميپوشاند huckster دوره گرد، خرده فروش چک و چانه زدن، چانه زدن dose خوراک، خوراک دواياشربت، انگاره extend درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن extendibility درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن upsurged درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن