دیکشنری فارسی

duff

USdʌf

معنی فارسی

خمير ، پول ،

موادگياهي پوسيده که زمين جنگل راميپوشاند ،

جازدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a stiff flour pudding steamed or boiled usually and containing e.g. currants and raisins and citron

واژه‌های دیگر با معنی «خمير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن