دیکشنری فارسی

dough

UKdou USdəu

معنی فارسی

خمير پول

معنی کامل و مثال‌ها

/dō/n.

● (در پختن نان وغیره) خمیر

dough is made of flour and water

خمیر از آرد و آب ساخته می‌شود.

● هرچیز خمیر مانند

● (خودمانی) پول، فلوس، پول و پله، اسکن، مایه

her father makes a lot of dough

پدرش درآمد کلانی دارد (خوب پول در می‌آورد).

تعریف انگلیسی

noun
  1. a flour mixture stiff enough to knead or roll “Substance Meronyms: flour”
  2. informal terms for money

واژه‌های دیگر با معنی «خمير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن