دیکشنری فارسی

impaste

معنی فارسی

خمير کردن در خمير گرفتن رنگ غليظ زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/im pāst´/vt.

● با لایه‌ای از چسب یا خمیر (یا هر چیز خمیر مانند) پوشاندن، خمیر پوش کردن

● خمیر مانند کردن

● (با رنگ و غیره) اندودن

واژه‌های دیگر با معنی «خمير کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن