ro rub up معنی فارسی سرشتن خمير کردن پرداخت کردن واژههای دیگر با معنی «سرشتن» admix آميختن، مخلوط يا قاطي کردن، سرشتن knead خميرکردن، ورزيدن، ورزدادن interweave با هم بافتن، درهم بافتن، با هم اميختن interwove با هم بافتن، درهم بافتن، با هم اميختن commixed آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن intermixed آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن mix آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن mixible آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن