جان کندن معنی انگلیسی agonize agony death rattle fag grub labor slog sweat واژههای انگلیسی با این معنی moil جان کندن، رنج فراوان کشيدن، در خاک و گل غلتيدن plod بسختي راه رفتن، جان کندن، زحمت زياد کشيدن fag سخت کارکردن، جان کندن، مفت براي ديگران کارکردن durdge زحمت کش، جان کن، جان کندن drudge زحمت کش، جان کن، مزدورجان کن flurries اشفتگي، سراسيمگي، اشوب flurry اشفتگي، سراسيمگي، اشوب throe بيشتر، درد زايمان، رنج