durdge معنی فارسی زحمت کش جان کن جان کندن رنجبر. واژههای دیگر با معنی «زحمت کش» drudge زحمت کش، جان کن، مزدورجان کن fagger زحمت کش (ديگران)، جان کن، خرکار laborious کار کن، زحمت کش، ساعي painstaking رنجبر، زحمت کش، ساعي hard-working سخت کارکن، زحمت کش، رنجبر laboursome پرزحمت، زحمت کش، رنجبر hard working پرکار، زحمت کش. plodder مزدور جان کن، ادم زحمت کش، ادم کندرو studious ساعي، کوشا، زحمت کش long suffering رنج کش، رنجبر، زحمت کش