جبران کننده معنی انگلیسی expiatory واژههای انگلیسی با این معنی compensative جبران کننده، پاداش دهنده، تاواني compensatory جبران کننده، پاداش دهنده، تاواني reparative جبران کننده، جبران آميز، اصلاحي compensating coil پيچک جبران کننده compensating transformer مبدل جبران کننده compensating magnets آهنرباي جبران کننده compensator جبران کننده - اسباب موازنه - آلت - متکافي indemnificatory غرامت اميز، جبران کننده، تاواني