جلو رفتن معنی انگلیسی advance forge lead move plow proceed واژههای انگلیسی با این معنی paper advance جلو رفتن کاغذ. gather headway شروع به جلو رفتن come along پيشرفت کردن، جلو رفتن. gyrodyne رتورکرافتي که رتورهاي آن هنگام برخاستن، شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها در دامنه، معيني از سرعت توسط موتور کار ميکند ca'canny تعلل، طفره، با احتياط جلو رفتن. jut پيش رفتن، پيشرفتگي داشتن، جلو رفتن (بيشتر با out يا مانندان بکارميرود) overstride گام برداشتن، شلنگ انداختن، فراتر رفتن ap koobi seogi راه رفتن بجلو، 60 درصد وزن بدن به جلو، (تکواندو)