جلو زدن معنی انگلیسی outdistance outdo outreach outrun outshine outstrip overhaul surpass واژههای انگلیسی با این معنی overstride گام برداشتن، شلنگ انداختن، فراتر رفتن jog اهسته دويدن، جلو امدگي يا عقب رفتگي، باريکه overreach فرارسيدن، در رسيدن، فرا گرفتن spank بادست بکفل (کسي) زدن، با شلاق جلو بردن، درکوني