جلوه معنی انگلیسی blaze effect glitter light sparkle واژههای انگلیسی با این معنی glitzy پر جلوه، تابناک، درخشان highlighting جلوه دادن، روشن ساختن، مشخص کردن emotional expression جلوه هيجاني glitz هر چيز پر جلوه، جلوه ي خود نمايانه، زرق و برق deglamorize جلوه زدايي کردن display highlighting جلوه دادن تصوير image enhancement جلوه دادن تصوير downplay کم اهميت جلوه دادن willful misrepresentation عمدا" بد جلوه دادن set off چيزي که چيز ديگر را جلوه دهد، ارايش، زينت parade نمايش، جلوه، خودنمايي showing نمايش، جلوه، ارائه meretriciousness فريبندگي، جلوه meretriciously بطور زرق و برق دار، با جلوه، فاحشه وار self display خودنمايي، جلوه گري finical خودساز، جلوه فروش، مشکل پسند finicking خودساز، جلوه فروش، مشکل پسند pageantry نمايش باشکوه، جلوه طاهر، دبدبه flashily ازروي خودنمايي ياخودفروشي، جلوه کنان misrepresent بد نمايش دادن، بد جلوه دادن، مشتبه کردن historicize بعنوان تاريخ نشان دادن.، واقعي جلوه دادن، تاريخي وانمود کردن luster زرق وبرق، درخشندگي، جلوه pageant نمايش، منظره، جلوه gorgeousness شکوه، دبدبه، جلوه