دیکشنری فارسی

showing

UKʃouiŋ US'ʃəuıŋ

معنی فارسی

نمايش جلوه ارائه اشکارسازي اظهار علا مت مظهر.

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

نمایش، نشان دادن، سئانس

تعداد شرکت کنندگان

تعریف انگلیسی

noun
  1. something shown to the public “the museum had many exhibits of oriental art”
  2. the display of a motion picture

واژه‌های دیگر با معنی «نمايش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن