tamasha معنی فارسی نمايش معنی کامل و مثالها /tǝ mä´shǝ/n.● (از ریشهی عربی: تماشا - هند) نمایش واژههای دیگر با معنی «نمايش» parade نمايش، جلوه، خودنمايي representation نمايش، نمايندگي، شبيه pageant نمايش، منظره، جلوه presentment نمايش، ارائه، شرح showing نمايش، جلوه، ارائه depiction نمايش، ترسيم، نگارش exhibition نمايش، ارائه showmanship فن نمايش، نمايشگري. playgoer نمايش رو، تماشارو pantomime نمايش گنگ، لال بازي، گنگ بازي