جوشاندن معنی انگلیسی boil decoct واژههای انگلیسی با این معنی boil جوشاندن، اب پزکردن، پختن seethe جوشاندن، پختن، جوشيدن sodden جوشاندن، پختن، جوشيدن parboil نيمه جوشاندن، نيمه پختن، زياد گرم کردن stew آهسته جوشاندن، آهسته پختن، دم کردن stone boiling جوشاندن بوسيله سنگ داغ، سنگ جوش maple sugar شکري که از جوشاندن شيره افرا مي سازند. decoction جوشانده، جوشاندن، پختن tisane جوشانده، جوشاندن، پختن coction جوشانده، پخته، جوشاندن