حاشیه معنی انگلیسی border brink edge edging fringe periphery rim verge واژههای انگلیسی با این معنی hem حاشيه، لبه توگذاشته، لب برگرداندن margent حاشيه، کناره، لبه marge حاشيه، کنار، لبه margin حاشيه، کنار، لبه postil حاشيه، تفسير، تفسير کتاب مقدس margine حاشيه، کناره، لبه marginate حاشيه، کنار، لبه marginal note حاشيه border line خط حاشيه، خط راهبر، خط کنار marginal حاشيه اي، حاشيه دار، کناري fringed حاشيه دار، ريشه دار limbate حاشيه دار annotator حاشيه نويس، ياد داشت کننده، مفسر bleeding edge حاشيه نقشه، حاشيه مخصوص ثبت اطلاعات حاشيه اي annotate حاشيه نوشتن، ياد داشت نوشتن، تفسير نويس annotative حاشيه نوشتن، ياد داشت نوشتن، تفسير نويس buffer distance حاشيه امنيت، محوطه امنيت tressure حاشيه ي سپر soundtrack حاشيه ي صوتي، آوادار، موسيقي ضبط شده deckle قاب حاشيه ساز، کناره بر، لايه ي بيروني impluse margine حاشيه ايمپولز marginal group گروه حاشيه اي valance حاشيه دالبردار، يلن، يلان marginal man انسان حاشيه اي