حاصل دادن معنی انگلیسی gain واژههای انگلیسی با این معنی aftercrop حاصل دوم باره، حصاد دوم، دوباره حاصل دادن yield دادن، بار آوردن، بهره دادن damping vane پره اي در فلومتر سوخت براي کاهش دادن، و گرفتن نوسانات حاصل از جريان متلاطم afford دادن، حاصل کردن، (بر) آوردن affordable دادن، حاصل کردن، (بر) آوردن fertilization عمل حاصل خيزکردن، عمل کود دادن، بارورسازي fertilizable اماده حاصل خيزشدن، قابل کود دادن، قابل القاح fertilize اماده حاصل خيزشدن، قابل کود دادن، قابل القاح fruitage ميوجات، ميوه دادن، باردهي