حاکی بودن از معنی انگلیسی indicate point واژههای انگلیسی با این معنی bespeak پيشترسفارش دادن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر bespoken مخاطب ساختن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر betokened پيشترسفارش دادن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر signified دلالت کردن بر، حاکي بودن از، باشاره فهماندن signifies دلالت کردن بر، حاکي بودن از، باشاره فهماندن signify دلالت کردن بر، حاکي بودن از، باشاره فهماندن hold out بسط يافتن، حاکي بودن از، خودداري کردن از. portend از پيش خبر دادن، پيشگويي کردن، حاکي بودن از symbolize نشانه بودن از، نشانه (چيزي) بودن، حاکي بودن از indicate نشان دادن، اشاره کردن بر، دلالت کردن بر prognosticate پيشگويي کردن، پيش بيني کردن، از پيش خبردادن betoken نشاني بودن از، خبردادن از، دلالت کردن بر emblem نشان، نشانه، علامت