حرفی
معنی انگلیسی
speaking verbal
واژههای انگلیسی با این معنی
- taciturnity کم حرفي، خاموشي، سکوت
- triliteral سه حرفي، ثلاثي
- uniliteral يک حرفي
- literal حرفي لفظي، لفظ به لفظ، تحت اللفظي
- incommunicatively با کم حرفي، بطور کم اميزش
- triliteralism حالت سه حرفي، ثلاثي.
- teragram واژه چهار حرفي
- epenthesis درج حرفي درميان کلمه، درج، اندراج
- trigram هجاي بي معني سه حرفي
- labionasal حرفي که با لب و بيني تلفظ اداشود
- tetragraph کلمه رمز چهار حرفي براي اسم گذاري و، مشخص کردن وسايل
- vertical diagraph شکلي از سيستم رمز دو حرفي است که يک حرف، بالا و يکي پايين نوشته مي شود
- rune حرفي ازالفباي قديمي که teutonic ها بکارمي، برند، نشان مرموز
- logogram نشلن يا حرفي که در تند نويسي نماينده واژه، اي باشد
- d. letter حرفي که درسالنامه دلالت بر روز يک شنبه مي، کند
- nundinal letter حرفي براي ناميدن هريک از هشت روز بازار بکار، ميرفت
- labiodental لب و دنداني حرفي که با لب و دندان تلفظ شوند
- incommunicativeness کم سخني، کم حرفي، کم اميزشي
- pauciloquy کم گويي، کم حرفي
- long tongue وراجي، پر حرفي
- say a word چيزي بگوييد، حرفي بزنيد، فرمايشي بکنيد
- scold سخت سرزنش کردن، بد حرفي کردن، اوقات تلخي کردن (به)
- tetragram واژه ي چهار واتي، لغت چهار حرفي، رجوع شود به Tetragrammaton
- semivowel حرف نيم صدايي، حرفي که بينابين حرف صدايي وحرف گنگ، باشدچون w-y