حصول معنی انگلیسی achievement acquirement acquisition accomplishment attainment availability obtainment واژههای انگلیسی با این معنی obtainment حصول بدست آوري best power mixture نسبت متناسب مخلوط سوخت و هوا براي حصول، حداکثر قدرت procurement بدست اوري، حصول، فراهم سازي unachievable انجام ناپذير، غير قابل حصول best economy mixture نسبت متناسب سوخت و بنزين در موتورهاي، پيستوني جهت حصول بيشترين برد پروازي procuration وکالت، وکالت نامه، حصول acquirable بدست آوردني، يافتني، قابل حصول unobtainable بدست نيامدني، نايافتني، غير قابل حصول characteristic strength مقاومت مشخصه، مقاومتي که احتمال عدم، حصول واقعي آن ضعيف ميباشد procuance تحصيل چيزي، خريد، نيابت accessible قابل دسترسي، آماده پذيرائي، خوش محضر get-at-able بدست اوردني، يافتني، پيداکردني achievable انجام پذير، شدني، بدست آوردني escrow سند اماني، سند اماني با محتوي مشروط، در CL عبارت است از سندي که طرفين پس از realization درک، مجسم سازي، تحقق