حمایت معنی انگلیسی advocacy aegis backing defense sanction support واژههای انگلیسی با این معنی vindication حمايت، دفاع، پشتيباني vindicative حمايت آميز، دفاعي، دفاع کننده overprotection حمايت مفرط، بيش تيماري price support حمايت قيمتي، قيمت حمايت شده از طرف دولت vindicable حمايت کردني، قابل دفاع، ثابت کردني emotional support حمايت عاطفي self support حمايت از خود، اتکاء بخود، تکفل مخارج خود propugn حمايت کردن از، دفاع کردن از، محقق کردن vindicate حمايت کردن از، پشتيباني کردن از، دفاع کردن از covering a man حمايت فوروارد maintenance of membership حمايت از عضويت، هرکس حق اشتغال به کار دارد ليکن اگر عضو، اتحاديه اي باشد بايد در صورت عضويت آن environmetal protection حمايت محيط زيستي abetment حمايت از عمل بد، معاونت در جرم، پشتي consumerism حمايت از مصرف کننده، مصرف گرايي، گسارگرايي consumer protection حمايت از مصرف کننده agricultural support policy سياست حمايت از کشاورزي belayer حمايت کننده (کوهنوردي) dynamic balay حمايت متحرک (کوهنوردي) price support system نظام قيمت هاي حمايت شده protectionist طرفدار حمايت از صنايع داخلي SPCC مخفف: انجمن حمايت از کودکان consumer organization سازمان حمايت از مصرف کنندگان SPCA مخفف: انجمن حمايت از جانوران farm price supports حمايت از قيمت کالاهاي کشاورزي