حنوط معنی انگلیسی embalmment واژههای انگلیسی با این معنی embalmment حنوط، نگهداري ازفراموشي يازوال embalm حنوط کردن، موميايي کردن، خوشبوکردن imbalm حنوط کردن، موميايي کردن، خوشبو کردن mummify موميا (يي) کردن، حنوط کردن و خشکاندن mummification مومبا سازي، مرده خشکاني، حنوط کاري mummies موميا، لاشه موميايي شده، مرده حنوط زده و خشکانده mummy موميا، لاشه موميايي شده، مرده حنوط زده و خشکانده