حکمیت معنی انگلیسی arbitrament arbitration واژههای انگلیسی با این معنی arbitrament حکميت، فتوي، نتيجه حکميت arbitration clause شرط حکميت arbitrable قابل حکميت، مورد حکميت، قابل داوري arbitration award فتوي حکميت، راي داوري arbitral award فتواي حکميت، راي داوري arbitrated حکميت کردن در، فتوي دادن، فيصل دادن arbitrates حکميت کردن در، فتوي دادن، فيصل دادن arbitrating حکميت کردن در، فتوي دادن، فيصل دادن appeal to arbitration رجوع به حکميت، توسل به داوري arbitration (نتيجه) حکميت، راي arbitratrix زن حکميت کننده، چاکمه، مصدقه arbitration agreement توافق بر حکميت arbitrate حکميت کردن (در)، فتوي دادن، فيصل دادن umpirage (سر)داوري، حکميت umpireship (سر)داوري، حکميت arbitral حکمي، وابسته به حکميت arbitrative مربوط بحکميت، داراي اختيار حکميت umpire سرحکم، سر داور، سرميانجي