خاتمه دادن معنی انگلیسی complete finish terminate واژههای انگلیسی با این معنی muster out بخدمت خاتمه دادن. terminate به پايان رساندن، خاتمه دادن، منقضي کردن conclude بپايان رساندن، خاتمه دادن، ختم کردن interplead پيش از اقامه دعوا بر کسي با هم دعواي حقوقي، را خاتمه دادن layoff بيکار سازي، خاتمه دادن به خدمت Rif اخراج، خاتمه دادن به خدمت کسي adjourn بوقت ديگر موکول کردن، بگاه ديگر انداختن، خاتمه دادن deferral بوقت ديگر موکول کردن، بگاه ديگر انداختن، خاتمه دادن hang up درحال معلق ماندن، ماندن، به صحبت تلفني خاتمه دادن pt down نوشتن، کنار گذاردن، خوار وخفيف کردن expiration انقضاء، سپري شدن، خاتمه