خاراندن معنی انگلیسی itch scratch واژههای انگلیسی با این معنی breathing gap فرصت سر خاراندن. scratch خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن scratchily خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن scratchiness خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن claw پنجه، ناخن، چنگال