خانواده معنی انگلیسی family house household kindred stock واژههای انگلیسی با این معنی families خانواده، دودمان، خاندان family خانواده، دودمان، خاندان household خانواده، (مج.) صميمي، اهل بيت gens خانواده، تيره culicidae خانواده پشه gas family خانواده گاز patriarch رئيس خانواده، پدرطايفه، رئيس امت patriarchic رئيس خانواده، پدرطايفه، رئيس امت paterfamilias بزرگ خانواده، سالار خانواده patresfamilias بزرگ خانواده، سالار خانواده family law حقوق خانواده family structure ساخت خانواده font family خانواده فونت type font خانواده حروف patriarchate رياست خانواده، رياست طايفه، مطراني family budget بودجه خانواده، بودجه خانوار family expenditure هزينه خانواده، هزينه خانوار batrachia خانواده غوکان crustacea خانواده خرچنگ culex خانواده پشه . murid خانواده ي موش arachnida خانواده کارتنه، جانوران عنکبوتي apiaceae خانواده چتريان broken home خانواده گسيخته