خاکریز
معنی انگلیسی
bulkhead bulwark weir
واژههای انگلیسی با این معنی
- embankment خاکريز، خاکريزي (در راه اهن ومانندان)، محصورسازي
- bulwark خاکريز، بارو، ديواره
- dike خاکريز، سد، بند
- dyke خاکريز، بند، سد
- berm هره خاکريز، فاصله ميان خاکريزوگودخاک برداري
- berme هره خاکريز، باريکه .
- marginal bund خاکريز جانبي، خاکريز جناحي
- height of fill ارتفاع خاکريز، بلندي آکند
- hydraulic fill dam سد خاکريز آبي
- random fill خاکريز بي ترتيب
- toe wall ديوار پاي خاکريز، ديوار ضامن، پاديوار
- counterscarp ديواربيروني خاکريز
- flare wall ديوار حائل خاکريز پل
- breast work خاکريز تا ارتفاع سينه، خاکريز جان پناه، سنگر ايستاده
- back berm سکوي پايه خارجي خاکريز، سکوي شيببر پايه خارجي خاکريز
- counter berm سکوي پايه خارجي خاکريز
- parados ديوار يا خاکريز پشت سنگر
- slope of bankment دامنه خاکريز يا سينه خاکريز
- bund سدخاکي، خاکريز، جاده ي خاکريزي شده در راستاي رود يا دريا
- mound توده خاک، خاکريز، پشته
- earthwork کارهاي خاکي :خاکريزي وخاک برداري وتسطيح، خاکريز
- backfill پر کردن، خاکريز کردن
- esker پشته، خاکريز بلند تپه ماهور مانند
- moat خندق، کنده، خاکريز