خدمتکار معنی انگلیسی houseman maid servant server servitor vassal واژههای انگلیسی با این معنی maidservant خدمتکار، کلفت، خادمه servant maid خدمتکار، کلفت، خادمه ladys-maid خدمتکار، کلفت roadie خدمتکار موسيقينوازان سيار server خدمتگذار، خدمتکار، کمک کننده servant نوکر، خدمتکار، خادم manservant نوکر، خدمتکار، مرد خدمتکار femme de chambre کلفت، خدمتکار damosel دوشيزه، خدمتکار. damozel دوشيزه، خدمتکار. khidmatgar پيشخدمت، خدمتکار (درهندوستان) servitor خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار chambermaid کلفت، خادمه، خدمتکار. maid دختر، دوشيزه، کلفت Friday ادينه، جمعه، خدمتگزار با وفا girl دختر، دختربچه، دوشيزه