خرامیدن معنی انگلیسی galumph lope prance promenade saunter swagger واژههای انگلیسی با این معنی flaunt خراميدن، چميدن، خودفروشي کردن strut خراميدن، چميدن، خرامش struttingly خراميدن، چميدن، خرامش