خرگوش
معنی انگلیسی
rabbit
واژههای انگلیسی با این معنی
- rabbit خرگوش، خرگوش خانگي، خرگوش فرنگي (درتنيس وگلف ومانندانها)
- hare خرگوش، خرگوش صحرايي
- warren خرگوش گاه، جاي نگاهداري برخي جانوران، جاهي ماهيگيري در رودخانه
- leveret بچه خرگوش، خرگوش يک ساله
- coney خرگوش فرنگي، خرگوش کوچک
- coniesconey خرگوش فرنگي، خرگوش کوچک
- cony خرگوش فرنگي، خرگوش کوچک
- acouchy خرگوش هندي.
- pika خرگوش بي دم
- harrier توله خرگوش گير، تازه اي که درشکارخرگوش بکارميبرند، ويران کننده
- cotton-tail خرگوش امريکايي
- Lepus استارگان خرگوش
- hasenpfeffer خوراک گوشت خرگوش
- hutch قفس (خرگوش و غيره)، جعبه، صندوق
- coursing شکار (خرگوش) باتازي
- scut دم کوتاه (چون دم خرگوش)
- ground game شکارزميني (خرگوش ومانندان)
- purse net دام کيسه اي براي خرگوش گيري
- lop eared داراي گوش اويخته (مثل خرگوش).
- break cover خروج روباه يا خرگوش از پناهگاه
- hare and hounds بازي اي که دوتن بنام خرگوش ازپيش دويده خرده، هاي کاغذبرزمين م
- leporis ارنب، خرگوش، کرسي الجوزاء
- lapin خز، خرگوش.
- guinea-pig خوک هندي، موش خرگوش، کسيکه حقوق خودرابليره دريافت ميکند