خطر معنی انگلیسی danger jeopardy long shot peril risk threat واژههای انگلیسی با این معنی peril خطر، مخاطره، بيم زيان danger خطر، بيم، اختيار imperilment خطر، بيم، اختيار emergency door در خطر، خروجي خطر، در اضطراري dangerless بي خطر malignant خطر ناک، زيان آوري، صدمه زدن balefire اتش خطر، اتش علامت، اتش بزرگ درهواي ازاد dngerous خطر ناک، پرخطر. risk taker خطر طلب war risk خطر جنگ safety stop ترمز خطر، ضامن اسلحه، گيره ضامن warning light چراغ خطر، لامپ خطر sematic نشان خطر، هشدارگر danger buoy بويه خطر shock hazard خطر تماس degree of risk ميزان خطر، شدت خطر، شدت قبول خطر hazard signs علايم خطر، علايم امکان توليد خطر caution area منطقه خطر، منطقه عبور با احتياط call out اعلام خطر، اعلام خطر کردن danger area منطقه خطر، منطقه خطرناک alarum شيپور خطر، آماده باش collision risk خطر تصادم danger zone منطقه خطر hazardous locations مناطق خطر