خمیره معنی انگلیسی makings mettle mold nature stuff واژههای انگلیسی با این معنی mettle خميره، فطرت، جنس grounmass خميره grain دانه، حب، حبوبات graininess دانه، حب، حبوبات iotas دانه، حب، حبوبات modicums دانه، حب، حبوبات tittles دانه، حب، حبوبات whits دانه، حب، حبوبات mold قالب، کللبد، تپنک moldable قالب، کللبد، تپنک mould قالب، کللبد، تپنک