خنثی سازی معنی انگلیسی neutralization undoing واژههای انگلیسی با این معنی neutralization خنثي سازي، بي اثر سازي، بي نتيجه سازي frustration عقيم گذاري، بيهوده سازي، خنثي سازي discomfiture باطل سازي، برهم زني، خنثي سازي undoing عمل گشودن، باز کردن، وا کردن negation نفي، سلب، رد