خنک کردن معنی انگلیسی chill واژههای انگلیسی با این معنی refrigerate خنک کردن، سرد کردن cooling drag پساي ناشي از خنک کردن موتور freshen تازه کردن، خنک کردن، شيرين کردن water cooling خنک کنندگي آب، خنک کردن با آب air-cooled oil-cooler نوعي خنک کننده روغن که از جريان هوا، براي خنک کردن روغن استفاده ميکند chill سرما، سردي، سردکردن fan بادبزن، بادزن، بادافشان