خود رای معنی انگلیسی self-opinionated واژههای انگلیسی با این معنی wilful خود راي، خود سر، خود سرانه willfully خود راي، خود سر، خود سرانه willfulness خود راي، خود سر، خود سرانه head strong خودسر، خود راي، لجباز self determined مصمم درنفس خود، خود راي. acetiam علت (فرضي)، براي عملي تا قاضي بتواند راي خود را بدهد. self opinionated خود سر، سرسخت، خودستا