خودکار کردن معنی انگلیسی automate automatize واژههای انگلیسی با این معنی automatize خودکار کردن، کسي را بي اراده الت دست کردن، خودکار کردن يک وسيله دستي automount جمع کردن خودکار chucking automatic مهار کردن خودکار automatic spark advance ميزان کردن خودکار link encryption خودکار کردن سيستم رمز، اتصال سيستم رمز، به يک سيستم مخابراتي خودکار semi automatic advance ميزان کردن نيم خودکار mechanical sweep مين جمع کردن به طريقه خودکار، مين جمع کني با وسايل مکانيکي pedrail اسباب خودکار براي آسان کردن حرکت ماشينهاي، سنگين در جاده هاي ناهموار automatization خودکار شدن، خودکار کردن، خودکاري automate بصورت خودکار دراوردن، بطور خودکار عمل کردن، خودکار بودن invisible hand دست نامرئي، منشاء اين اصطلاح کتاب "ثروت ملل " آدام، اسميت است . بر اساس اين کتاب transfer loader دستگاه پلکان خودکار مخصوص پياده و سوار، کردن بار از کشتي يا هواپيما preset از پيش تنظيم کردن، خودکار، پيش تنظيم