خون گرفتن معنی انگلیسی bleed واژههای انگلیسی با این معنی bloodlet خون گرفتن، فصد کردن، حجامت کردن exsanguinate خون گرفتن از، خون کشيدن از، بي خون کردن phlebotomize رگ زدن، خون گرفتن (از)، فصد کردن venesect رگ زدن، خون گرفتن (از)، فصد کردن bleed خون امدن، کشته ياشهيد شدن، خون گرفتن blood خون، شيره، خوي haemospasia کشيدن خون بقسمتي ازتن چون درهنگام خون، گرفتن