خونابه معنی انگلیسی plasma serum واژههای انگلیسی با این معنی plasmatic خونابه اي، مثل پلا سما، وابسته به پلا سما. ichorous خونابه اي. serology خونابه شناسي، سرم شناسي. serum اب خون، خونابه، سرم sanies چرک وخون، خونابه، زرداب sanious چرک وخوني، خونابه دار seropurulent مرکب از سرم وچرک، داراي خونابه وچرک. serous ابکي، مائي، خونابه اي serosity ابکي بودن، مائيت، اب (خون)