دادوستد کردن (بازرگانی) معنی انگلیسی negotiate واژههای انگلیسی با این معنی trade سوداگري، بازرگاني، تجارت traffic دادوستد کردن، سوداکردن، بازرگاني کردن trafficked دادوستد کردن، سوداکردن، بازرگاني کردن trafficking دادوستد کردن، سوداکردن، بازرگاني کردن