دارای کار
معنی انگلیسی
jobholder working
واژههای انگلیسی با این معنی
- outs and ins آناني که سر کار داراي مقامي هستند
- tryworks کوره اجري داراي سه پايه کار گذارده شده در، ان.
- workable عملي شدني، داراي ارزش کار کردن، کار کن
- self energizing مولد نيرو در خود، داراي نيروي خود کار.
- L.P.N. = Licensed Pratical Nurse، پرستار ليسانسيه داراي پروانه کار.
- R.G.N. = Registered General Nurse، پرستار تحصيل کرده داراي پروانه کار.
- businesslike مرتب، منظم، داراي صورت کار عملي.
- R.N. = Registered Nurse، پرستار تحصيلي کرده، پرستار داراي پروانه کار.
- closed-cycle reactor system در هسته شناسي راکتوري که در آن گرماي، اوليه حاصل از شکافت براي انجام کار مفيد، توسط دوران يا گردش ماده سرد کننده در يک
- wings (امر.)، نشان داراي دو بال که بهوانورد يا توپچي و، دريا نورد يا ديدبان کار ازموده داده ميشود.
- underemployed داراي شغل نيمه وقت، کم اشتغال، نيمه کار
- Africanize داراي کارکنان افريقايي کردن، پرسنل افريقايي بر سر کار گذاشتن، افريقايي کردن
- cannier داراي عقل معاش، ملاحظه کار، با احتياط
- canniest داراي عقل معاش، ملاحظه کار، با احتياط
- canny داراي عقل معاش، ملاحظه کار، با احتياط
- old line داراي قدرت در اثر ارشديت، ارشد، محافظه کار.
- interactive داراي تاثير بر يکديگر، بين هم کار کننده