دارنده
معنی انگلیسی
holder keeper possessor
واژههای انگلیسی با این معنی
- holder دارنده، نگاه دارنده، گيرنده
- dehortative باز دارنده، منصرف کننده، منع کننده
- prohibitory باز دارنده، منع کننده، نهي اميز
- belligerent جنگ دارنده، متحارب، داخل جنگ
- inhibitive باز دارنده، نهي اميز، متضمن جلوگيري
- inhibitory باز دارنده، نهي اميز، متضمن جلوگيري
- inhibiter باز دارنده، جلو گيري کننده
- inhibitor باز دارنده، جلو گيري کننده
- interdictive باز دارنده، نهي کننده
- preservative نگاه دارنده، از تباهي باز دارنده، جلو گيري از فاسد شدن
- bona fide holder دارنده مجاز
- policy holder دارنده بيمه
- licencee دارنده پروانه، دارنده جواز
- tenacious سخت نگه دارنده، محکم نگاه دارنده، مواظب
- termor دارنده حق رقبي، دارنده حق عمري
- loan holder دارنده سهام وام، مرتهن
- key concrete بتن نگاه دارنده
- stabilizer ثابت نگه دارنده
- bid holder دارنده ضمانتنامه
- loan-holder دارنده سهام قرضه
- letterman دارنده معرفي نامه
- beneficiaries دارنده درامد کليسايي، اعانه گيرنده، وظيفه خوار
- beneficiary دارنده درامد کليسايي، اعانه گيرنده، وظيفه خوار
- fund-holder دارنده سهام قرضه دولتي