داروسازی
معنی انگلیسی
pharmaceutics pharmacist pharmacy
واژههای انگلیسی با این معنی
- pharmacies داروسازي، دواسازي، دواخانه
- pharmacy داروسازي، دواسازي، دواخانه
- pharmaceutist علم داروسازي، داروساز، دواساز
- pharmacist علم داروسازي، داروساز، دواساز
- pharmaceutics علم داروسازي
- pharmaceutical sign نشان داروسازي، علامت دواسازي
- acetomorphine (داروسازي) هرويين
- pharmaceutical وابسته به داروسازي، مربوط بفروش يا استعمال داروها
- pharmacopeia کتاب دستور داروسازي، قرابادين
- antipyrine (داروسازي) آنتيپيرين، (گرد سفيد و بلورين)
- officinally از روي دستور داروسازي، طبا
- carvacrol (شيمي - داروسازي) کارواکرل، (ماده اي غليظ و روغني)
- iodine جسم بسيطي غير فلزي که در داروسازي و عکاسي، بکار ميرود
- pharmaceutic دارويي، وابسته به داروسازي، دارو.
- ph.G = Craduate in pharmacy، فارغ التحصيل داروسازي.
- mezereum ماذريون، پوست ماذريون که در داروسازي براي آوردن خوي، و پيشاب ميدهند
- milk شير، شيره (گياهي)، در داروسازي
- wine شراب، باده (مجلس ميگساري)، (در داروسازي) شربت
- phar مخفف:، دارويي، وابسته به داروسازي
- pharm مخفف:، دارويي، وابسته به داروسازي
- stramonium جوز مائل، تاتوره، برگ تاتوره که در داروسازي بکار ميرود