دانا معنی انگلیسی knower knowing intelligent sage savvy knowledgeable learned sagacious savant wise واژههای انگلیسی با این معنی learnted دانا، عالم، دانشمند scientail دانا، ماهر، علمي sagacious دانا، زيرک، عاقل scient دانا. wise خردمند، دانا، عاقل knowledgeable فهميده، دانا، زيرک wise guy مردرند، ادمي که خود را دانا پندارد، نادان دانا نما. astute زيرک، ناقلا، دانا sophy پسوندي بمعني ' دانش ' و ' شناسي '، صوفي، شخص عاقل savvy ادراک، فهم، فهميدن