در بستر معنی انگلیسی abed واژههای انگلیسی با این معنی abed در بستر، به رختخواب، در رختخواب lie in در بستر زايمان بودن، ارزيدن، تمام شدن. fixed bed polymerization بسپارش در بستر ثابت fluid-bed polymerization بسپارش در بستر سيال fluid-bed vulcanization وولکانش در بستر سيال bunkmate کسي که در خوابگاه در بستر مجاور ميخوابد، هم خوابگاه gorge portion محل مناسب براي ايجاد سد در بستر رودخانه deathwatch شب زنده داري کنار بستر شخص در حال مرگ يا، تازه مرده، پاسدار محکوم به اعدام lie up (بعد از فعاليت) استراحت کردن، در بستر ماندن، در اغل ماندن lying in دوران استراحت ونقاهت بعد از زايمان، در بستر خوابي، دوره نفاس. bed factor ضريب بستر که بستگي به وضعيت مواد رسوبي، متحرک در کف بستر دارد bedrock بستر سنگ، سنگ بستر، سنگي که در زير طبقه سطحي زمين واقع است