در حین
معنی انگلیسی
amid as pending
واژههای انگلیسی با این معنی
- delay en route تاخير در حين راه، تاخير در حين حرکت در مسير
- occupational accident حادثه در حين کار
- se defedendo در حين دفاع از خود، به عذر دفاع مشروع
- inflight reliability تامين هواپيما در حين پرواز، امنيت پرواز
- condensation shock چگالش ناگهاني هواي فوق اشباع در حين، عبور از حالت شوک
- half area محل توقف سربازان در حين حرکت براي تجديد، سازمان يا گرفتن مهمات يا استراحت
- dead engine موتوري که در حين پرواز از کار افتاده است
- inprocess هنگام کار، در حين کار، در جريان قرار دادن
- early resupply تجديد آماد به موقع، تجديد آماد در حين عمليات
- flight ration جيره پرواز، جيره عملياتي در حين پرواز، جيره هوايي
- en passant آنپاسان، گرفتن پياده شطرنج در حين عبور
- marching fire تير هجومي، آتشهاي هجومي (آتش در حين حرکت)
- combat liaison ربط و ارتباط رزمي، حفظ ارتباط بين هواپيماها در حين پرواز
- visualreport گزارش بصري، گزارش ديدباني بصري، گزارش مشاهدات بصري در حين پرواز
- practicum آموزش عملي، آموزش برزشي، آموزش در حين کار در رشته ي مورد تحصيل
- DRDW سرنام عبارت direct read during write، تکنيکي است که، در ديسکهاي نوري براي کنترل صحت اطلاعات حين ثبت
- interservice داخل قسمت، بين ادارات، بين يکانها
- antistrophe حرکت از چپ به راست، دسته ي خوانندگان در پاسخ به دسته اي که قبلا، از سمت