inprocess معنی فارسی هنگام کار ، در حين کار در جريان قرار دادن واژههای دیگر با معنی «هنگام کار» chantey سرود ملوانان هنگام کار. chanty سرود ملوانان هنگام کار. maranatha هنگام نيايش يا لعن کردن به کار ميرود windrow تل خاکي که هنگام کار ماشينهاي راه سازي، در کنار جاده تشکيل ميشود multipoundage syatem روش تمرين وزنه برداري با کاستن وزنه، هنگام سختي کار spooler برنامه يا دستگاه جانبي که به کامپيوتر، اجازه مي دهد تا به هنگام انجام کار ديگر، نسخه چاپي روي چاپگر توليد کند idle wheel چرخ دلاله، چرخ رزرو، چرخ بي کار که هنگام خراب شدن چرخ ديگر به gyrodyne رتورکرافتي که رتورهاي آن هنگام برخاستن، شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها در دامنه، معيني از سرعت توسط موتور کار ميکند autoexec-bat در DOS يک فايل دسته اي است که هنگام روشن، شدن کامپيوتر يا شروع مجدد کار دستگاه، فعال مي شود anchor block بلوکهايي که جهت مهار کردن لوله هنگام، نصب کار گذاشته ميشوند